ترجمه "blench" به فارسی

وارفتن, به قهقرا رفتن, بی رنگ کردن یا شدن بهترین ترجمه های "blench" به فارسی هستند.

blench verb noun دستور زبان

to flinch [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارفتن

  • به قهقرا رفتن

  • بی رنگ کردن یا شدن

  • ترجمه های کمتر

    • دچار چندش شدن
    • رنگ رفتن
    • رنگ رفته کردن یا شدن
    • رنگ پریده کردن یا شدن
    • سفید شدن یا کردن
    • پس رفتن (در اثر وحشت و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blench " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blench" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه