ترجمه "blend" به فارسی
مخلوط, مخلوط کردن, آمیختگی بهترین ترجمه های "blend" به فارسی هستند.
blend
verb
noun
دستور زبان
A mixture of two or more things. [..]
-
مخلوط
nounThen you could talk about a trait like blending.
و سپس شما می تونید راجع به خصوصیتی مثل مخلوط شدن حرف بزنید.
-
مخلوط کردن
verbMarriage, to me, represents a blending of two spirits in the sight of heaven.
ازدواج از نظر من نماينگر مخلوط کردن شادي دو نفر در گوشه ايي از بهشت هست
-
آمیختگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- آمیختن
- آمیزش
- شیوانیدن
- شیویدن
- گمیزه
- سرشتن
- آمیزه
- (در مورد رنگ ها) با هم جور بودن
- (زبان شناسی) آمیخته
- اختلاط و امتزاج
- ادغام کردن
- به هم آمدن
- به هم خوردن
- خطای ترکیبی
- قاطی کردن
- ممزوج کردن
- یکدست کردن
- یکدست کردن یا شدن
- یکی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Blend
-
مخلوط کردن، ترکیب
عباراتی شبیه به "blend" با ترجمه به فارسی
-
ویسکی آمیخته (معمولا مخلوط با چند نوع ویسکی یا مشروبات الکلی دیگر) · ویسکی مخلوط
-
رجوع شود به sphalerite
-
آمیزهسازی
-
كودهاي شيميايي آميخته · كودهاي شيميايي دوتايي · كودهاي شيميايي مخلوط · کودهای شیمیایی مرکب
-
همرنگ جماعت شدن
-
آمیختگی · مخلوطسازی
-
(وراثت) آمیزش ویژگی های والدین در فرزندان یا گیاهان نوزاد (مثلا گل سرخی که حاصل لقاح دو گیاه است که یکی سفید و دیگری گل قرمز تیره می دهد) · وراثت آمیخته
-
انواع سولفیدهای فلزی · سفالریت یا سنگ روی · سولفید روی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن