ترجمه "bloodbath" به فارسی
خونریزی, کشتار, حجامت بهترین ترجمه های "bloodbath" به فارسی هستند.
bloodbath
noun
دستور زبان
Indiscriminate killing or slaughter. [..]
-
خونریزی
nounout the evil regime of apartheid without a bloodbath.
تا رهایی از دولت شیطانی آپارتاید بدون خونریزی رهبری کند.
-
کشتار
nounA ruthless killing of a great number of people.
If we do not protect them, then there will be a bloodbath.
، اگه از اون ها دفاع نکنيم. اون وقت يک کشت و کشتار به پا ميشه
-
حجامت
noun
-
ترجمه های کمتر
- خون ریزی
- قتل عام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bloodbath " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن