ترجمه "blooded" به فارسی

(حیوان) نیک نژاد, از نژاد خوب, اصیل بهترین ترجمه های "blooded" به فارسی هستند.

blooded adjective verb دستور زبان

Experienced. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (حیوان) نیک نژاد

  • از نژاد خوب

  • اصیل

    adjective

    yeh don' have ter be pure blood ter do it.

    لازم نیست کسی اصیل زاده با شه تا بتونه موفق با شه.

  • دارای نوع به خصوصی خون (مثلا: خونگرم warm-blooded)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blooded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blooded" با ترجمه به فارسی

  • هریک از چندین دسته یا سیستم که در سطح هم چسبگرزای سلول های خون (agglutinogen) موجودند (مانند سیستم ABO) · گروه خون · گروه خون (خونی)
  • انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
  • اختلالات انعقاد خون · اختلالات خون · اختلالات خونشناختی · هموفيلي · هموفیلی · پورپوراي ترومبوسيتوپنيك
  • گازهای خون
اضافه کردن

ترجمه های "blooded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه