ترجمه "bloodguilty" به فارسی

جانی, جنایت کار, مرتکب خونریزی بهترین ترجمه های "bloodguilty" به فارسی هستند.

bloodguilty adjective دستور زبان

Guilty of murder or bloodshed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانی

  • جنایت کار

  • مرتکب خونریزی

  • مقصریامسئول ادم کشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bloodguilty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bloodguilty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bloodguilty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه