ترجمه "bloodless" به فارسی

خاکستری, سنگدل, بدون خونریزی (در مقابل bloody) بهترین ترجمه های "bloodless" به فارسی هستند.

bloodless adjective دستور زبان

lacking blood; ashen, anaemic [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستری

    adjective
  • سنگدل

    We needed to be bloodless to catch him, and we weren't.

    به شيوه اي که اون انجامش داد. ما بايد سنگدل بوديم تا گيرش مينداختيم

  • بدون خونریزی (در مقابل bloody)

  • ترجمه های کمتر

    • بی بنیه
    • بی خون
    • بی رمق
    • بی قلب
    • دارای رنگ خاکستری
    • رنگ پریده
    • شبیه خاکستر
    • کم خون
    • کم نا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bloodless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bloodless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه