ترجمه "bodkin" به فارسی
خنجر, جوالدوز, درفش بهترین ترجمه های "bodkin" به فارسی هستند.
bodkin
noun
adverb
دستور زبان
A small sharp pointed tool for making holes in cloth or leather. [..]
-
خنجر
noun -
جوالدوز
-
درفش
noun
-
ترجمه های کمتر
- دشنه
- قمه
- گزنه
- گونند
- (مهجور) دشنه
- آلت سرتیز برای سوراخ کردن پارچه
- سوزن بزرگ
- میله ی سوراخدار (برای رد کردن روبان و غیره از پارچه)
- گیره ی گیسو (که بلند و زینتی است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bodkin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bodkin"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن