ترجمه "bombard" به فارسی

(با توپ و خمپاره و غیره ولی نه با سلاح سبک) گلوله باران کردن, (فیزیک اتمی) هسته های اتمی را در معرض جریان ذرات اتمی قرار دادن (به منظور ایجاد استحاله ((تبدیل هسته ای))), بمباران کردن بهترین ترجمه های "bombard" به فارسی هستند.

bombard verb noun دستور زبان

a medieval primitive cannon, used chiefly in sieges for throwing heavy stone balls. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با توپ و خمپاره و غیره ولی نه با سلاح سبک) گلوله باران کردن

  • (فیزیک اتمی) هسته های اتمی را در معرض جریان ذرات اتمی قرار دادن (به منظور ایجاد استحاله ((تبدیل هسته ای)))

  • بمباران کردن

    verb

    when they bombarded the Earth at an earlier time.

    را در زمان بمباران کردن زمین در گذشته نشانده باشند.

  • ترجمه های کمتر

    • به باد انتقاد یا پرسش (و غیره) گرفتن
    • به توپ بستن
    • توپ قدیمی (که به جای گلوله سنگ می پراند)
    • خردیزه باران کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bombard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bombard"

عباراتی شبیه به "bombard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bombard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه