ترجمه "bombard" به فارسی
(با توپ و خمپاره و غیره ولی نه با سلاح سبک) گلوله باران کردن, (فیزیک اتمی) هسته های اتمی را در معرض جریان ذرات اتمی قرار دادن (به منظور ایجاد استحاله ((تبدیل هسته ای))), بمباران کردن بهترین ترجمه های "bombard" به فارسی هستند.
bombard
verb
noun
دستور زبان
a medieval primitive cannon, used chiefly in sieges for throwing heavy stone balls. [..]
-
(با توپ و خمپاره و غیره ولی نه با سلاح سبک) گلوله باران کردن
-
(فیزیک اتمی) هسته های اتمی را در معرض جریان ذرات اتمی قرار دادن (به منظور ایجاد استحاله ((تبدیل هسته ای)))
-
بمباران کردن
verbwhen they bombarded the Earth at an earlier time.
را در زمان بمباران کردن زمین در گذشته نشانده باشند.
-
ترجمه های کمتر
- به باد انتقاد یا پرسش (و غیره) گرفتن
- به توپ بستن
- توپ قدیمی (که به جای گلوله سنگ می پراند)
- خردیزه باران کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bombard"
عباراتی شبیه به "bombard" با ترجمه به فارسی
-
بمباران · بمباردمان · حمله · سدبندی
-
Palestinian children were injured by Israeli bombardment in the Nusairat refugee camp, central Gaza.کودکان فلسطینی بر اثر بمباران اسرائیل در اردوگاه آوارگان نصیرات غزه مرکزی مجروح شدند
-
یک مادربزرگ با نوه های خود که در "مناطق امن" رفح در اثر بمباران اسرائیلی کشته شدند، خداحافظی می کند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن