ترجمه "bombardment" به فارسی

بمباردمان, بمباران, حمله بهترین ترجمه های "bombardment" به فارسی هستند.

bombardment noun دستور زبان

the act of bombing, esp towns or cities [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بمباردمان

    act of bombing, esp towns or cities

  • بمباران

    noun

    attack by artillery fire

    As the hot noisy days of August were drawing to a close the bombardment abruptly ceased.

    در آخرین روزهای پر غوغایی ماه آگوست، بمباران ناگهان قطع شد.

  • حمله

    noun
  • سدبندی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bombardment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bombardment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bombardment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه