ترجمه "bombastic" به فارسی
پرطمطراق, مطنطن, (از ریشه ی فارسی) گزافه گویی بهترین ترجمه های "bombastic" به فارسی هستند.
bombastic
adjective
دستور زبان
(of a person, their language or writing) Pompous or overly wordy. [..]
-
پرطمطراق
And because he was “lowly in heart,” he was never bombastic or presumptuous.
همچنین «افتادهدل» بودنش باعث میشد که نه سخنانش پرطمطراق باشد، و نه رفتارش گستاخانه.
-
مطنطن
-
(از ریشه ی فارسی) گزافه گویی
-
ترجمه های کمتر
- قلمبه سلمبه
- وابسته به سخن یا نوشته ی خوش ظاهر و تو خالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombastic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bombastic" با ترجمه به فارسی
-
(از ریشه ی فارسی : پنبه · بیهوده گویی · سخن پرطمطراق · سخن گزاف · سخن یا نوشته ی خوش ظاهر و توخالی · مبالغه · پنبک) گزافه گویی · کتان · یاوه سرایی
-
(از ریشه ی فارسی : پنبه · بیهوده گویی · سخن پرطمطراق · سخن گزاف · سخن یا نوشته ی خوش ظاهر و توخالی · مبالغه · پنبک) گزافه گویی · کتان · یاوه سرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن