ترجمه "bombed" به فارسی
(امریکا - خودمانی) مست, (گاهی با out) لول, تحت تاثیر مواد مخدر بهترین ترجمه های "bombed" به فارسی هستند.
bombed
verb
Simple past tense and past participle of bomb. [..]
-
(امریکا - خودمانی) مست
-
(گاهی با out) لول
-
تحت تاثیر مواد مخدر
-
نشئه
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bombed" با ترجمه به فارسی
-
بمب چندمنظوره
-
بمب هیدروژنی
-
(آتشبازی) ترقه ی بزرگ و قرمز
-
(امریکا - عامیانه) ناکامی · (زمین شناسی - گدازه ی گوی سانی که با فشار انفجاری از دهانه ی آتشفشان پرتاب گردد) بمب گدازه ای · (فوتبال امریکایی) پاس بلند به جلو · (پزشکی - رادیو درمانی) سیلندر عایقدار و زرهی که حاوی مواد رادیواکتیو (تابشی) است · با عدم موفقیت کامل مواجه شدن · بمب · بمب انداختن · بمباران کردن · رجوع شود به bombshell · سیلندر یا ظرف حاوی گاز فشرده · شکست کامل (به ویژه در مورد نمایش و فیلم و غیره) · قنبره · مخزن · نارنجک
-
(ارتش) بمب خوشه ای · بمب ضد نفرات · بمب فروپاش
-
بمب دست ساخت · بمب لوله ای · بمب لولهای
-
آتشبر · فرونشانی آتش
-
بمب آتشزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن