ترجمه "bombe" به فارسی

(فرانسه) یک قلمبه بستنی که وسط آن مخلوطی از تخم مرغ و شکر (و غیره) باشد ترجمه "bombe" به فارسی است.

bombe noun دستور زبان

a dessert made from ice cream frozen in a mold [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (فرانسه) یک قلمبه بستنی که وسط آن مخلوطی از تخم مرغ و شکر (و غیره) باشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bombe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bombe" با ترجمه به فارسی

  • بمب چندمنظوره
  • بمب هیدروژنی
  • (آتشبازی) ترقه ی بزرگ و قرمز
  • (امریکا - عامیانه) ناکامی · (زمین شناسی - گدازه ی گوی سانی که با فشار انفجاری از دهانه ی آتشفشان پرتاب گردد) بمب گدازه ای · (فوتبال امریکایی) پاس بلند به جلو · (پزشکی - رادیو درمانی) سیلندر عایقدار و زرهی که حاوی مواد رادیواکتیو (تابشی) است · با عدم موفقیت کامل مواجه شدن · بمب · بمب انداختن · بمباران کردن · رجوع شود به bombshell · سیلندر یا ظرف حاوی گاز فشرده · شکست کامل (به ویژه در مورد نمایش و فیلم و غیره) · قنبره · مخزن · نارنجک
  • (ارتش) بمب خوشه ای · بمب ضد نفرات · بمب فروپاش
  • بمب دست ساخت · بمب لوله ای · بمب لولهای
  • آتشبر · فرونشانی آتش
  • بمب آتشزا
اضافه کردن

ترجمه های "bombe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه