ترجمه "bombing" به فارسی
بمبگذاری ترجمه "bombing" به فارسی است.
bombing
noun
verb
دستور زبان
The action of dropping bombs from the air. [..]
-
بمبگذاری
action whereby a bomb is used to kill one or more people or to damage or destroy objects
Look, they never established a timeline for Alex leading up to the bomb, all right?
.قبل از بمبگذاری رفته ، نکردن درسته ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bombing" با ترجمه به فارسی
-
بمب چندمنظوره
-
بمب هیدروژنی
-
(آتشبازی) ترقه ی بزرگ و قرمز
-
(امریکا - عامیانه) ناکامی · (زمین شناسی - گدازه ی گوی سانی که با فشار انفجاری از دهانه ی آتشفشان پرتاب گردد) بمب گدازه ای · (فوتبال امریکایی) پاس بلند به جلو · (پزشکی - رادیو درمانی) سیلندر عایقدار و زرهی که حاوی مواد رادیواکتیو (تابشی) است · با عدم موفقیت کامل مواجه شدن · بمب · بمب انداختن · بمباران کردن · رجوع شود به bombshell · سیلندر یا ظرف حاوی گاز فشرده · شکست کامل (به ویژه در مورد نمایش و فیلم و غیره) · قنبره · مخزن · نارنجک
-
(ارتش) بمب خوشه ای · بمب ضد نفرات · بمب فروپاش
-
بمب دست ساخت · بمب لوله ای · بمب لولهای
-
آتشبر · فرونشانی آتش
-
بمب آتشزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن