ترجمه "bombproof" به فارسی

پادبمب, قادر به تحمل انفجار بمب (مثل برخی پناهگاه ها و غیره) بهترین ترجمه های "bombproof" به فارسی هستند.

bombproof adjective noun verb دستور زبان

An air-raid shelter, a structure designed to give protection against air raids and bombs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادبمب

  • قادر به تحمل انفجار بمب (مثل برخی پناهگاه ها و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bombproof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bombproof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه