ترجمه "bounced" به فارسی

لاف زدن ترجمه "bounced" به فارسی است.

bounced verb

Simple past tense and past participle of bounce. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاف زدن

    Verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bounced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bounced" با ترجمه به فارسی

  • به طور ساده یعنی افرادی که به سایت مراجعه میکنند و بلافاصله از آن خارج میشوند.
  • متوالی · پی در پی
  • (گیاه شناسی) صابون گیاه هر ساله (Saponaria officinalis که گل های سرخ خوشه ای می دهد)
  • پیغام تحویل داده نشده
  • (انگلیس) گستاخی · (بانکداری) چک بی محل را برگرداندن · (خودمانی - معمول در قمار خانه یا میخانه) آدم مزاحم یا بد مست را بیرون انداختن · (عامیانه) پویایی · (مانند توپی که به زمین بخورد) جهیدن · اخراج · اماده رفتن · انرژی · انعطاف · بالا و پایین انداختن · بالا و پایین پریدن · برجستن · جست · جهاندن · جهش · جهش کردن · جهمند بودن · جهمندی · جهندگی · سرسختی · سیستن · مرز · منعکس شدن · ناگهان پریدن · هارت و پورت · واخواست شدن · وازدن · ورجه ورجه · ورجه ورجه کردن · ورجهش · ورجهیدن · ورپریدن · پرتکاپویی · پرش · کمانه کردن
  • تندرست · سالم و نیرومند · سرزنده · فنری · پر نیرو · پویا
  • نرخ ایمیلهای برگشتی
  • بانس ریت · نرخ بازگشت، نرخ دفع بازدیدکننده، ضریب بازگشت
اضافه کردن

ترجمه های "bounced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه