ترجمه "bouncing" به فارسی

تندرست, سرزنده, سالم و نیرومند بهترین ترجمه های "bouncing" به فارسی هستند.

bouncing noun adjective verb دستور زبان

healthy; vigorous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندرست

  • سرزنده

    adjective
  • سالم و نیرومند

  • ترجمه های کمتر

    • فنری
    • پر نیرو
    • پویا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bouncing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bouncing" با ترجمه به فارسی

  • به طور ساده یعنی افرادی که به سایت مراجعه میکنند و بلافاصله از آن خارج میشوند.
  • متوالی · پی در پی
  • (گیاه شناسی) صابون گیاه هر ساله (Saponaria officinalis که گل های سرخ خوشه ای می دهد)
  • پیغام تحویل داده نشده
  • (انگلیس) گستاخی · (بانکداری) چک بی محل را برگرداندن · (خودمانی - معمول در قمار خانه یا میخانه) آدم مزاحم یا بد مست را بیرون انداختن · (عامیانه) پویایی · (مانند توپی که به زمین بخورد) جهیدن · اخراج · اماده رفتن · انرژی · انعطاف · بالا و پایین انداختن · بالا و پایین پریدن · برجستن · جست · جهاندن · جهش · جهش کردن · جهمند بودن · جهمندی · جهندگی · سرسختی · سیستن · مرز · منعکس شدن · ناگهان پریدن · هارت و پورت · واخواست شدن · وازدن · ورجه ورجه · ورجه ورجه کردن · ورجهش · ورجهیدن · ورپریدن · پرتکاپویی · پرش · کمانه کردن
  • لاف زدن
  • نرخ ایمیلهای برگشتی
  • بانس ریت · نرخ بازگشت، نرخ دفع بازدیدکننده، ضریب بازگشت
اضافه کردن

ترجمه های "bouncing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه