ترجمه "bouquet" به فارسی

بو, دسته گل, عطر بهترین ترجمه های "bouquet" به فارسی هستند.

bouquet noun دستور زبان

A bunch of flowers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun
  • دسته گل

    noun

    collection of cut flowers in a creative arrangement

    So up I get, and cut such a bouquet of red camellias!

    بی درنگ یک دسته گل کاملیای سرخ که بر استی دلانگیز است تهیه میکنم.

  • عطر

    noun

    get the bouquet of it into her lungs, spin it dizzying to her brain.

    عطر دلانگیزش را به مشام جان بکشد و مست و مدهوش شود.

  • ترجمه های کمتر

    • بساک
    • کلاله
    • خاطرات گذشته
    • دسته ی گل
    • رایحه (به ویژه بوی شراب)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bouquet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bouquet"

عباراتی شبیه به "bouquet" با ترجمه به فارسی

  • (کلیسای کاتولیک) انجام مراسم مذهبی و نیایش برای شخص غایب یا متوفی
  • آمیزه ای از سبزیجات خرد کرده که مستقیما به خوراک می زنند و می پزند · آمیزه ای از سبزیجات خوشبو (مانند آویشن و جعفری و نعنا) که در کیسه پیچیده در دیگ آبگوشت و غیره می گذاشتند و پس ازچندی درمی آوردند
اضافه کردن

ترجمه های "bouquet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه