ترجمه "brambling" به فارسی
سهره دمگاهسفید, (جانور شناسی) فاخته ی کوهی (Fringilla montifringilla), سهره دمگاهسفید بهترین ترجمه های "brambling" به فارسی هستند.
brambling
noun
verb
دستور زبان
A finch, Fringilla montifringilla of northern Eurasia; the male has a black head in summer and an orange breast with white belly and a long white rump. [..]
-
سهره دمگاهسفید
-
(جانور شناسی) فاخته ی کوهی (Fringilla montifringilla)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brambling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brambling
-
سهره دمگاهسفید
تصاویر با "brambling"
عباراتی شبیه به "brambling" با ترجمه به فارسی
-
تمشکها · تمشکواران
-
خاردار
-
تمشک · خار · خار بته · خاربن (انواع گیاهان جنس Rubus - خاردار و از خانواده ی rose) · هر نوع گیاه خاردار
-
کوسه خاربتهای
-
تمشک · خار · خار بته · خاربن (انواع گیاهان جنس Rubus - خاردار و از خانواده ی rose) · هر نوع گیاه خاردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن