ترجمه "brawn" به فارسی

گوشت, نیروی عضلانی, ستبری بهترین ترجمه های "brawn" به فارسی هستند.

brawn verb noun دستور زبان

Strong muscles or lean flesh, especially of the arm, leg or thumb. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشت

    noun
  • نیروی عضلانی

    noun
  • ستبری

  • ترجمه های کمتر

    • سترگی
    • پرواری
    • وتر
    • پی
    • (انگلیس) گوشت گراز پخته
    • تار وپود
    • رجوع شود به headcheese
    • رگ وپی
    • زور بازو
    • عضلات قوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brawn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "brawn"

اضافه کردن

ترجمه های "brawn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه