ترجمه "brawling" به فارسی
قدرت گرفتن, نیرومند شدن بهترین ترجمه های "brawling" به فارسی هستند.
brawling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of brawl. [..]
-
قدرت گرفتن
-
نیرومند شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brawling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brawling
Brawling (legal definition)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Brawling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brawling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "brawling" با ترجمه به فارسی
-
(با سر و صدا) کتک کاری کردن · (خودمانی) مهمانی پرهیاهو (که در آن میخواری کنند) · (در مورد آب جوی یا رود) با صدا جاری بودن · بزن بزن · جنجال · جنجال کردن · درگیری · دعوا کردن · زد و خورد و جنجال · زد و خورد کردن · سرو صدا کردن · شرشر کردن · غوغا · هیاهو · کتک کاری پر سر و صدا · کشمکش و جنجال کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن