ترجمه "bravo" به فارسی
براوو, آفرین, قاتل بهترین ترجمه های "bravo" به فارسی هستند.
bravo
interjection
verb
noun
دستور زبان
A hired thug; an assassin. [..]
-
براوو
nouninterjection
alpha and bravo will hold and contain here
آلفا و براوو جاگيري ميکنن و اينجا را پوشش ميدن
-
آفرین
interjection verb nounIn the stalls everyone clapped and shouted bravo!
همه تماشاچیان دست میزدند و فریادهای آفرین! میکشیدند.
-
قاتل
noun
-
ترجمه های کمتر
- مریزاد
- افرین
- زه
- (حرف ندا) عالی !
- آدمکش مزدور
- آفرین !
- براوو!
- خیلی خوب !
- دست مریزاد!
- قاتل حرفه ای
- مرحبا!
- هورا! شاباش !
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bravo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bravo
Bravo (band)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bravo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bravo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن