ترجمه "bravery" به فارسی
شجاعت, دلیری, دلاوری بهترین ترجمه های "bravery" به فارسی هستند.
bravery
noun
دستور زبان
(usually uncountable) Being brave, courageousness. [..]
-
شجاعت
nounbeing brave
Fantine, as we shall see, had the fierce bravery of life.
فانتین چنانکه خواهیم دید شجاعت زندگی را تا حد خشونت داشت.
-
دلیری
nounEbed-melech—An Example of Bravery and Kindness
عِبِدمِلِک—نمونه در دلیری و مهربانی
-
دلاوری
nounSuch commendations had been bestowed upon his bravery
آنقدر در وصف دلاوری او حرف زده بودند
-
ترجمه های کمتر
- شهامت
- جلوه
- کنداوری
- شکوهمندی
- تهور
- جاه
- جلال
- شکوه
- نما
- پر دلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bravery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن