ترجمه "breakfast" به فارسی
صبحانه, ناشتا, چاشت بهترین ترجمه های "breakfast" به فارسی هستند.
breakfast
verb
noun
دستور زبان
(by extension) A meal consisting of food normally eaten in the morning, which may typically include eggs, sausages, toast, bacon, etc. [..]
-
صبحانه
nounfirst meal of the day [..]
It is common for students to go to school without eating breakfast.
خیلی از اوقات دانشآموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه میروند.
-
ناشتا
noun adjectivefirst meal of the day
Prayers were over, and they were sitting down at breakfast.
مراسم دعا خوانی به پایان رسیده بود و داشتند ناشتا صرف میکردند.
-
چاشت
nounfirst meal of the day
Christophe went out early. He stopped to breakfast at a cafe.
کریستف صبح زود بیرون رفت. در راه در کافهای برای چاشت نشست.
-
ترجمه های کمتر
- ناشتایی
- صبحانه خوردن
- افطار
- صبحانه دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breakfast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "breakfast"
عباراتی شبیه به "breakfast" با ترجمه به فارسی
-
خوراک صبحانه (به ویژه غذای آماده ی مغازه)
-
حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه
-
صبحانه
-
تختخواب و صبحانه · پانسیون
-
(هتل و رستوران) صبحانه ی سبک (نان شیرین و چای یا قهوه)
-
برنامه صبحگاهی
-
صبحانه در تيفاني
-
برشتوک · غلات صبحانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن