ترجمه "breather" به فارسی

استراحت, فرصت, مکث بهترین ترجمه های "breather" به فارسی هستند.

breather noun دستور زبان

Something or someone that breathes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استراحت

    noun

    So, anyway, I told him that I thought we should take a breather.

    خب ، به هر حال بهش گفتم که ما بايد يه کم استراحت کنيم

  • فرصت

    noun

    but that last job lets skip this one. i need a breather

    اما اون شغل قبلي اون يكي را از دست دادم ، من يک فرصت ميخوام

  • مکث

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هواکش
    • (خودمانی) کسی که با تلفن مزاحم دیگران می شود و به جای حرف زدن نفس بلند می کشد
    • (کار یا مسابقه و غیره) آسان (به ویژه اگر بین دو کار یا مسابقه وغیره ی سخت باشد)
    • تنفس (بین دو کلاس یا دو زمان پر فعالیت)
    • رطوبت زدا
    • فرصت نفس کشیدن
    • کسی که به گونه ی ویژه ای دم می زند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breather " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "breather" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "breather" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه