ترجمه "bribed" به فارسی

رشوه داده شده - فعل گذشته رشوه دادن ترجمه "bribed" به فارسی است.

bribed verb

Simple past tense and past participle of bribe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رشوه داده شده - فعل گذشته رشوه دادن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bribed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bribed" با ترجمه به فارسی

  • بلکفت · بلکفد · بلکفد دادن · تطمیع کردن · حق السکوت · رشوت · رشوه · رشوه دادن · هر چیزی که شخص را وادار به کاری خلاف قانون یا وجدان کند · پاره · پاره دادن
  • رشوه گیرنده · رشوه گیرنده، رشوه گیر · مرتشی
  • رشوه گرفتن
  • رشوه
  • بلکفت · بلکفد · بلکفد دادن · تطمیع کردن · حق السکوت · رشوت · رشوه · رشوه دادن · هر چیزی که شخص را وادار به کاری خلاف قانون یا وجدان کند · پاره · پاره دادن
  • بلکفت · بلکفد · بلکفد دادن · تطمیع کردن · حق السکوت · رشوت · رشوه · رشوه دادن · هر چیزی که شخص را وادار به کاری خلاف قانون یا وجدان کند · پاره · پاره دادن
  • بلکفت · بلکفد · بلکفد دادن · تطمیع کردن · حق السکوت · رشوت · رشوه · رشوه دادن · هر چیزی که شخص را وادار به کاری خلاف قانون یا وجدان کند · پاره · پاره دادن
اضافه کردن

ترجمه های "bribed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه