ترجمه "Bribe" به فارسی
رشوه, رشوه, رشوه دادن بهترین ترجمه های "Bribe" به فارسی هستند.
Bribe
-
رشوه
nounBribes are given to judges so that they will impose unjust sentences upon innocent people.
به داوران رشوه داده میشود تا حکم ناعادلانه در مورد مردم بیگناه صادر کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bribe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bribe
verb
noun
دستور زبان
Something (usually money) given in exchange for influence or as an inducement to dishonesty. [..]
-
رشوه
nouninducement to dishonesty [..]
You just bribe them a couple of quid to get through.
فقط باید به آنان اندکی رشوه داد تا بتوان وارد گردید.
-
رشوه دادن
verbto give a bribe [..]
Do you really think a bribe's gonna work?
واقعا فکر مي کني با رشوه دادن درست ميشه ؟
-
رشوت
-
ترجمه های کمتر
- پاره
- بلکفد
- بلکفت
- بلکفد دادن
- تطمیع کردن
- حق السکوت
- هر چیزی که شخص را وادار به کاری خلاف قانون یا وجدان کند
- پاره دادن
عباراتی شبیه به "Bribe" با ترجمه به فارسی
-
رشوه داده شده - فعل گذشته رشوه دادن
-
رشوه گیرنده · رشوه گیرنده، رشوه گیر · مرتشی
-
رشوه گرفتن
-
رشوه داده شده - فعل گذشته رشوه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن