ترجمه "bridging" به فارسی
(در ساختمان های چوبی) پل های چوبی که تیرها (به ویژه تیرهای سقف) را به هم وصل می کند تا در جای خود استوار بمانند ترجمه "bridging" به فارسی است.
bridging
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bridge. [..]
-
(در ساختمان های چوبی) پل های چوبی که تیرها (به ویژه تیرهای سقف) را به هم وصل می کند تا در جای خود استوار بمانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bridging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bridging" با ترجمه به فارسی
-
پل قوسی
-
(کشتیرانی) برج هدایت (که در بالای پل فرماندهی قرار دارد) · پل شناور
-
Three of the servants of Sauron were upon the Bridge, but they withdrew and I pursued them westward.سه نفر از خادمان سائورون روی پل بودند، عقب نشستند و آنها را به طرف غرب تعقیب کردم.
-
(ارتش) پل موقت متحرک (که از قطعات پیش ساخته درست می شود)
-
پل متحرک
-
قدیمی · گذشته · گذشته ها
-
پل ساختن
-
پل متحرک (به طور افقی باز می شود نه عمودی) · پل چرخنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن