ترجمه "bristly" به فارسی
زبر, خاردار, ته ریش دار بهترین ترجمه های "bristly" به فارسی هستند.
bristly
adjective
دستور زبان
covered with bristles [..]
-
زبر
adjectiveGoyle had short, bristly hair and long, gorilla arms.
گو یل موهای زبر و کوتاهی داشت و دستهایش بلند و پشمالو بود.
-
خاردار
adjective -
ته ریش دار
-
ترجمه های کمتر
- خراش آور
- دارای موهای کوتاه و زبر
- زبره دار
- زبره مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bristly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bristly" با ترجمه به فارسی
-
گاوزبان · گل گاو زبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن