ترجمه "broil" به فارسی

کباب, سوختن, تفتن بهترین ترجمه های "broil" به فارسی هستند.

broil verb noun دستور زبان

(transitive) To cook by direct, radiant heat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کباب

    noun

    to avoid being broiled in the backlash of flame from the Belgian's last shot.

    تا از کباب شدن در پس شعله آخرین شلیک مرد بلژیکی در امان باشد.

  • سوختن

    verb
  • تفتن

  • ترجمه های کمتر

    • برآشفتن
    • مشاجره
    • (روی شعله ی مستقیم) پختن
    • بریان کردن
    • خشمگین شدن
    • در معرض حرارت شدید قرار دادن
    • در هیاهو و کتک کاری شرکت کردن
    • دعوای پر جنجال
    • سر و صدا و خشونت
    • قیل و قال و زد و خورد
    • کباب شدگی
    • کباب کردن
    • گرم و آتشی شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "broil" با ترجمه به فارسی

  • (خوراک پزی) گوشت بی استخوان گاو که کباب شده و به صورت باریکه بریده می شود
  • آبپزكردن · آشپزی · كبابپزي · نيمجوشكردن
  • سوختن
  • آبپزكردن · آشپزی · كبابپزي · نيمجوشكردن
اضافه کردن

ترجمه های "broil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه