ترجمه "broiler" به فارسی

جوشاننده, پزنده, بخشی از فر که ویژه ی کباب کردن است بهترین ترجمه های "broiler" به فارسی هستند.

broiler noun دستور زبان

(cooking) A device used to broil food; part of an oven or a small stove; a grill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوشاننده

    noun
  • پزنده

    noun
  • بخشی از فر که ویژه ی کباب کردن است

  • ترجمه های کمتر

    • جوجه (ویژه ی جوجه کباب)
    • جوجه گوشتی
    • سیخ یا شبکه ی فلزی برای کباب کردن
    • ماهی تابه
    • مرغ بریان
    • مرغ کبابی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broiler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "broiler" با ترجمه به فارسی

  • جوجههاي گوشتي · جوجههای کبابی
  • جوجههاي گوشتي · جوجههای کبابی
اضافه کردن

ترجمه های "broiler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه