ترجمه "brutish" به فارسی
وحشی, نفهم, سبع بهترین ترجمه های "brutish" به فارسی هستند.
brutish
adjective
دستور زبان
Of, or in the manner of a brute [..]
-
وحشی
adjectivefor he takes a pride in his brutishness.
وی اکنون از این خشونت و وحشی صفتی در خود احساس غرور و افتخار میکند و به نظرش رفتاری بسیار جالب و موقر دارد.
-
نفهم
-
سبع
-
ترجمه های کمتر
- نابخرد
- بی شعور
- جانور مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brutish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن