ترجمه "brutally" به فارسی

وحشیانه, بیرحمانه بهترین ترجمه های "brutally" به فارسی هستند.

brutally adverb دستور زبان

In a brutal manner; . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وحشیانه

    I received the impression of a life intense and brutal, savage, multicoloured, and vivacious.

    آنچه من فهمیدم زندگی سخت و وحشیانه و خشن و چند رنگ و زنده وپرحرارتی بود.

  • بیرحمانه

    The brutal murder of Will Belmont has forever changed the town of Lakewood.

    قتل فجیع و بیرحمانه ویل بلمانت برای همیشه شهر لیکوود رو تغییر داده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brutally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brutally" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
  • وحشیگری پلیس
  • معماری زبرهکاری
  • بربریت · بی رحمی · جانورخویی · حیوانیت · خونخواری · دد و دام · درنده خویی · سبعیت · عمل وحشیانه · قساوت · قساوت قلب · وحشیگری
  • حیوانی کردن · خونخوار کردن یا شدن · سبع کردن یا شدن · وحشی کردن یا شدن
  • جانور خویی · حیوان صفت نمودن
  • (مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
  • (مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
اضافه کردن

ترجمه های "brutally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه