ترجمه "brutalization" به فارسی
جانور خویی, حیوان صفت نمودن بهترین ترجمه های "brutalization" به فارسی هستند.
brutalization
noun
دستور زبان
(uncountable) The act or process of making brutal [..]
-
جانور خویی
-
حیوان صفت نمودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brutalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brutalization" با ترجمه به فارسی
-
بیرحمانه · وحشیانه
-
(مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
-
وحشیگری پلیس
-
معماری زبرهکاری
-
بربریت · بی رحمی · جانورخویی · حیوانیت · خونخواری · دد و دام · درنده خویی · سبعیت · عمل وحشیانه · قساوت · قساوت قلب · وحشیگری
-
حیوانی کردن · خونخوار کردن یا شدن · سبع کردن یا شدن · وحشی کردن یا شدن
-
(مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
-
(مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن