ترجمه "brutality" به فارسی

وحشیگری, درنده خویی, قساوت بهترین ترجمه های "brutality" به فارسی هستند.

brutality noun دستور زبان

the state of being brutal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وحشیگری

    noun

    The brutal extravagance of this matched by the savage economy of that.

    زیادهروی خشونت آمیز این یکی با وحشیگری مقتصدانه آن دیگری تناسب داشت.

  • درنده خویی

    noun
  • قساوت

    In the street, vans roared past him; brutality blared out on placards; men were trapped in mines;

    در خیابان وانتها غران از کنارش میگذشتند روی پلاکاردها قساوت نعره میکشید مردان در معدنها گرفتار میآمدند.

  • ترجمه های کمتر

    • خونخواری
    • سبعیت
    • جانورخویی
    • حیوانیت
    • بربریت
    • بی رحمی
    • دد و دام
    • عمل وحشیانه
    • قساوت قلب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brutality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brutality" با ترجمه به فارسی

  • بیرحمانه · وحشیانه
  • (مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
  • وحشیگری پلیس
  • معماری زبرهکاری
  • حیوانی کردن · خونخوار کردن یا شدن · سبع کردن یا شدن · وحشی کردن یا شدن
  • جانور خویی · حیوان صفت نمودن
  • (مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
  • (مهجور) وابسته به جانوران · بی رحم · بی مروت · جانورمانند · حیوانی · خونخوار · ددمنش · ددمنشانه · رک و راست (و ناخوشایند) · سبع · سخت و شدید · شدید · ظالمانه · وحشی · وحشیانه
اضافه کردن

ترجمه های "brutality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه