ترجمه "bucking" به فارسی
كلهبري درختان, بینهزنی بهترین ترجمه های "bucking" به فارسی هستند.
bucking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of buck. [..]
-
كلهبري درختان
-
بینهزنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bucking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bucking" با ترجمه به فارسی
-
راش گندم · گندم سیاه · گندم گاوی
-
(امریکا -خودمانی) یک دلار · (امریکا) وابسته به دون ترین رتبه ی نظامی 1 · (با جفتک پرانی) پرت کردن 0 · (در اصل) بریده چوب یا نشانی که در بازی پوکر جلو کسی که ورق می دهد می گذاشتند تا نوبت فراموش نشود · (در مورد اسب)جفتک · (در مورد خرگوش و آهو و بز و غیره) نر · (عامیانه - در مورد اتومبیل و غیره) بریده بریده حرکت کردن · (عامیانه) مرد جوان · (عامیانه) مقاومت کردن · (قدیمی) خوش لباس · (مکانیک) کمانش داشتن · (نادر) · (ورزش ژیمناستیک) خرک · بد لگامی · بد لگامی کردن · جفتک انداختن · خرک · خرک (نجاری) · دلار · راش · رجوع شود به buckskin · سرسختی کردن · سکیزه · سکیزیدن · شانه خالی کردن · شوکا · فکلی · نر · نره · نره خر · پرل باک (نویسنده ی امریکایی) · ژیگول · گوزن نر
-
میلواکی باکز
-
(امریکا) نوعی رقص تپ (tap dance) که تند و پیچیده است
-
(امریکا - عامیانه) کسی که دایما تقصیر و مسئولیت را گردن دیگران می اندازد
-
حساسه · گیاه حساس
-
شجاع شدن
-
(امریکا - عامیانه - در میان شکارچیان) هیجان شکارچی مبتدی در اثر دیدن شکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن