ترجمه "buffoon" به فارسی
مسخره, لوده, شوت بهترین ترجمه های "buffoon" به فارسی هستند.
buffoon
verb
noun
دستور زبان
One who acts in a silly or ridiculous fashion; a clown or fool. [..]
-
مسخره
nounHe means it only too seriously, though he is a buffoon.
و با آنکه مردی مسخره است از این لحاظ کام لا جدی است
-
لوده
noun -
شوت
nounone who acts in a silly or ridiculous fashion
-
دلقک
The former buffoon showed an insolent propensity for making buffoons of others.
و اینک این دلقک کهنهکار میکوشید سایرین را نیز وادار ببازی گری و نیرنگ بازی کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buffoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن