ترجمه "bum" به فارسی

کون, ولگرد, (انگلیس - خودمانی) ماتحت بهترین ترجمه های "bum" به فارسی هستند.

bum adjective verb noun interjection دستور زبان

(UK, transitive, colloquial) To sodomize; to engage in anal sex. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کون

    noun
  • ولگرد

    noun
  • (انگلیس - خودمانی) ماتحت

  • ترجمه های کمتر

    • پشت
    • قلندر
    • ماتحت
    • نشيمنگاه
    • نابلد
    • بیمارگونه
    • لاابالی
    • معیوب
    • قلابی
    • دروغین
    • ناقص
    • اشتباهی
    • شل
    • باطل
    • ناشی
    • اساس
    • (به ویژه در ورزش) بد
    • (به کسی) بند شدن
    • (خودمانی) با التماس گرفتن
    • (مزه یا مرغوبیت) ناباب
    • آدم بی عرضه و وظیفه نشناس
    • انگل شدن
    • بقچه بندی
    • به این و آن متوسل شدن
    • بی عار
    • بی عاری و میخواری کردن
    • بی غیرت
    • بی غیرتی کردن
    • بی فایده
    • بیرون افتادن
    • تنبل و بیکاره
    • خانه بدوش
    • خرده نان
    • غذا دادن
    • قسمت نهایی
    • قلندری کردن
    • لم دادن
    • ول گشتن
    • ولگردی و گدایی کردن
    • ژنده پوش
    • کسی که آنقدر عاشق کاری است که سایر وظایف خود را نادیده می گیرد
    • کوزه گلی
    • کون و کپل
    • گدای سرگردان
    • گره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bum

A language of Cameroon.

+ اضافه کردن

"Bum" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bum در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bum"

عباراتی شبیه به "bum" با ترجمه به فارسی

  • بیرون افتادن · لم دادن
  • بیرون افتادن · لم دادن
اضافه کردن

ترجمه های "bum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه