ترجمه "bumper" به فارسی

سپر, لبالب, نخبه بهترین ترجمه های "bumper" به فارسی هستند.

bumper adjective noun دستور زبان

(obsolete) A drinking vessel filled to the brim. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپر

    noun

    front-most or rear-most part of vehicle

    He could see the gash on his forehead reflected in the Plymouth's bumper.

    او درانعکاس سپر بلیموت زخم روی پیشانیاش را میدید.

  • لبالب

  • نخبه

  • ترجمه های کمتر

    • وافر
    • لبریز
    • فراوان
    • (اتومبیل و کامیون) سپر
    • (امریکا) سپر واگن و لوکوموتیو راه آهن (در انگلیس بیشتر می گویند buffer)
    • (عامیانه) درشت
    • (فنجان و لیوان و غیره) پر
    • ضرب خور
    • ضربه گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bumper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bumper

Bumper (rocket)

+ اضافه کردن

"Bumper" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bumper در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bumper"

عباراتی شبیه به "bumper" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) شعار یا لطیفه (و غیره) که بر سپر ماشین می چسبانند · برچسب سپر · سپر چسبان
  • (در مورد ترافیک) شلوغ · سپربه سپر · شاخ به شاخ · ماشین پشت سر ماشین (رجوع شود به bumper1)
  • (امریکا) شعار یا لطیفه (و غیره) که بر سپر ماشین می چسبانند · برچسب سپر · سپر چسبان
اضافه کردن

ترجمه های "bumper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه