ترجمه "bumpkin" به فارسی
کودن, دهاتی, برزگر بهترین ترجمه های "bumpkin" به فارسی هستند.
bumpkin
noun
دستور زبان
a clumsy, unsophisticated person; a yokel [..]
-
کودن
adjectiveWho were those bumpkins, she asked him, who sat beside her with the manners of stablemen?
پرسید آن دو کودن چه کسانی بودند که مثل مهتران کنار او نشسته بودند؟
-
دهاتی
-
برزگر
noun
-
ترجمه های کمتر
- دخو
- زودباور
- هالو
- (کشتی های بادبانی) تیرچه یا دیرک کلفت و کوتاه (که از بدنه ی کشتی بیرون زده است و طناب بادبان و غیره را به آن می پیچند)
- دستک کشتی
- ساده لوح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bumpkin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن