ترجمه "buns" به فارسی

(خودمانی) کپل, اساس, دولنبر کون بهترین ترجمه های "buns" به فارسی هستند.

buns noun

Plural form of bun. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی) کپل

  • اساس

    noun
  • دولنبر کون

  • ترجمه های کمتر

    • دولپ کپل
    • قسمت نهایی
    • پشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buns " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "buns" با ترجمه به فارسی

  • کیک کوچک که با خامه روی آن نشان صلیب کشیده اند (ویژه ی ماه روزه ی مسیحیان)
  • در شکم داشتن
  • bun
    (امریکا - خودمانی) بدمستی · (خودمانی) هریک از دو لپ کپل · (موی) گوجه ای · بولکی · شینیون · لمبر · نان کماج · نان گرد · گرده · گیسویی که در پس سر به صورت گره جمع شده باشد
  • bun
    (امریکا - خودمانی) بدمستی · (خودمانی) هریک از دو لپ کپل · (موی) گوجه ای · بولکی · شینیون · لمبر · نان کماج · نان گرد · گرده · گیسویی که در پس سر به صورت گره جمع شده باشد
  • bun
    (امریکا - خودمانی) بدمستی · (خودمانی) هریک از دو لپ کپل · (موی) گوجه ای · بولکی · شینیون · لمبر · نان کماج · نان گرد · گرده · گیسویی که در پس سر به صورت گره جمع شده باشد
اضافه کردن

ترجمه های "buns" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه