ترجمه "bunt" به فارسی
(انگلیس - محلی) شاخ زدن, (بیس بال) با چوگان آهسته به گوی زدن (در مقایسه با محکم زدن), (کشاورزی) بانت (آفت دانه ی گندم و گیاهان مشابه که توسط سماروغ های Tilletia ایجاد می شود) بهترین ترجمه های "bunt" به فارسی هستند.
bunt
verb
noun
دستور زبان
The middle part, cavity, or belly of a sail; the part of a furled sail which is at the center of the yard. [..]
-
(انگلیس - محلی) شاخ زدن
-
(بیس بال) با چوگان آهسته به گوی زدن (در مقایسه با محکم زدن)
-
(کشاورزی) بانت (آفت دانه ی گندم و گیاهان مشابه که توسط سماروغ های Tilletia ایجاد می شود)
-
ترجمه های کمتر
- (گاو و گوسفند و غیره) با سر زدن
- بخش میانی بادبان کشتی که در باد شکم می دهد
- بخش میانی و شکم داده ی تور ماهیگیری
- شکم بادبان
- شکم تور
- گوی که آهسته زده شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bunt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bunt" با ترجمه به فارسی
-
زردپرههای معمولی
-
زردپره گونهسفید
-
زردپره راهراه
-
زردپره یانکوفسکی
-
(جانورشناسی) سهره ی امریکایی (Passerina ciris که رنگین بوده و بومی جنوب ایالات متحده است)
-
سياهك كارنال
-
زردپرهایان
-
(بیس بال) ضربه ی آهسته به گوی در حین حرکت به سوی بیس اول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن