ترجمه "bunting" به فارسی

زردپره, پرچمچه, (جانورشناسی) دانه خوار سیاه (تیره ی Emberizidae و جنس های Passerina و Emberiza) بهترین ترجمه های "bunting" به فارسی هستند.

bunting noun verb دستور زبان

Strips of material used as festive decoration, especially in the colours of the national flag. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زردپره

  • پرچمچه

  • (جانورشناسی) دانه خوار سیاه (تیره ی Emberizidae و جنس های Passerina و Emberiza)

  • ترجمه های کمتر

    • ردیفی از پرچم های کوچک (که در تزیین خیابان ها و ساختمان ها به کار می روند)
    • روپوش زیپ دار و کلاهدار کودک (که از پارچه ی نرم و گرم است و به جز صورت تمام بدن را می پوشاند)
    • نوار پرچم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bunting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bunting

Bunting (bird)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زردپرههای معمولی

تصاویر با "bunting"

عباراتی شبیه به "bunting" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - محلی) شاخ زدن · (بیس بال) با چوگان آهسته به گوی زدن (در مقایسه با محکم زدن) · (کشاورزی) بانت (آفت دانه ی گندم و گیاهان مشابه که توسط سماروغ های Tilletia ایجاد می شود) · (گاو و گوسفند و غیره) با سر زدن · بخش میانی بادبان کشتی که در باد شکم می دهد · بخش میانی و شکم داده ی تور ماهیگیری · شکم بادبان · شکم تور · گوی که آهسته زده شده
  • زردپره گونهسفید
  • زردپره راهراه
  • زردپره یانکوفسکی
  • (جانورشناسی) سهره ی امریکایی (Passerina ciris که رنگین بوده و بومی جنوب ایالات متحده است)
  • سياهك كارنال
  • زردپرهایان
  • (بیس بال) ضربه ی آهسته به گوی در حین حرکت به سوی بیس اول
اضافه کردن

ترجمه های "bunting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه