ترجمه "buoyancy" به فارسی
شناوری, رانش, خاصیت شناوری بهترین ترجمه های "buoyancy" به فارسی هستند.
buoyancy
noun
دستور زبان
(physics) the upward force on a body immersed or partly immersed in a fluid [..]
-
شناوری
nounupward force that opposes the weight of an object immersed in fluid
it's useful for buoyancy control in the water.
برای کنترل شناوری در آب مناسب است.
-
رانش
-
خاصیت شناوری
noun
-
ترجمه های کمتر
- آبسواری
- دلشادی
- فرازمانی
- ظرافت
- برآب مانی
- زنده دلی
- سرحال بودن
- غوطه وری
- قدرت شادماندن حتی در مصایب
- قدرت یا خاصیت روی آب شناور ماندن
- قدرت یا خاصیت معلق مانی در هوا
- گشاده رویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buoyancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "buoyancy" با ترجمه به فارسی
-
ّطَفُو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن