ترجمه "burial" به فارسی
دفن, تدفین, خاکسپاری بهترین ترجمه های "burial" به فارسی هستند.
burial
noun
دستور زبان
The act of burying; interment [..]
-
دفن
nounIt was decreed witches were undeserving of a proper burial.
اين دستور بود که جادوگرا مستحق دفن معمولي نيستن.
-
تدفین
nounNo, we plan to give them a proper burial.
نه میخوایم براشون مراسم تدفین در شانشون بگیریم!
-
خاکسپاری
ritual act of placing a dead person into the ground
Why, the Babylonian dynasty will not even have a decent burial!
سلسلهٔ پادشاهان بابل حتی خاکسپاری آبرومندانهای نخواهد داشت!
-
ترجمه های کمتر
- جنازه
- تدفینی
- آیین تدفین
- به خاک سپاری
- به خاکسپاری
- خاک کردن
- وابسته به دفن و کفن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Burial
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Burial" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Burial در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "burial"
عباراتی شبیه به "burial" با ترجمه به فارسی
-
شهر اموات · قبرستان · گورستان
-
)هدش توف صخش یراپس كاخب یارب نیمز هعطق( هاگمارآ
-
یراپس كاخب یارب يطايتحا هوجو هريخذ
-
یراپس كاخب هنیزه
-
خاکسپاری آسمانی
-
آرامگاه · به خاکسپاری · مزار · گور
-
توده · تپه · ماهور
-
(کاشانی) رویه ی مزار · آرامگاه · شهر اموات · قبرستان · گورستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن