ترجمه "bus" به فارسی
اتوبوس, توده, کومه بهترین ترجمه های "bus" به فارسی هستند.
bus
verb
noun
دستور زبان
(automotive) A motor vehicle for transporting large numbers of people along roads. [..]
-
اتوبوس
nounvehicle [..]
I prefer going on foot to going by bus.
من قدم زدن رو به رفتن با اتوبوس ترجیح می دهم.
-
توده
noun -
کومه
noun
-
ترجمه های کمتر
- کپه
- اتوبوس را
- پشته
- عامه
- (برق) رابط فشار قوی
- (به ویژه) حمل دانش آموزان به مدرسه و بالعکس
- (خودمانی) اتومبیل
- انتقال دهنده
- با اتوبوس آوردن و بردن
- به عنوان پادو رستوران (کسی که آب سر میز می آورد و ظرف ها را به آشپزخانه می برد) کار کردن
- توده مردم
- رسانگر فشار قوی (بیشتر می گویند: bus bar)
- گذرگاه (رایانه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bus"
عباراتی شبیه به "bus" با ترجمه به فارسی
-
تجارت · مخفف : بازرگانی
-
اتوبوس شهری
-
اداره · بوشل · دفتر · دیوان
-
کرایه اتوبوس · کرایه ماشین
-
پایانه اتوبوس · پایانه اتوبوس رانی
-
ایستگاه اتوبوس
-
پایانه مسافربری
-
(امریکا) اتوبوس برقی · تراموا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن