ترجمه "burying" به فارسی
دفن ترجمه "burying" به فارسی است.
burying
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bury. [..]
-
دفن
nounIn peace, sons bury their fathers. In war, fathers bury their sons.
در زمان صلح، پسران، پدران را دفن می کنند. در زمان جنگ، پدران، پسران را دفن می کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "burying" با ترجمه به فارسی
-
از خاطر دور کردن · به بوته ی فراموشی سپردن · به خاک سپردن · خاک سپردن · خاک کردن · در خاک پنهان کردن · در گور گذاشتن · دفن كردن · دفن کردن · شدیدا پرداختن به · فرو بردن · مدفون ساختن · مقبره ساختن · ندرپس كاخب · پوشاندن · چال کردن
-
خاکهای دفنشده
-
سرش رو مثل مبك زير برف كرده
-
شهر اموات · قبرستان · گورستان
-
گورستان
-
بخاک سپرد · زیرخاک کرد
-
بانکهای بذر خاک · بذرهاي خاكشده · پتانسيل بذر خاك
-
از خاطر دور کردن · به بوته ی فراموشی سپردن · به خاک سپردن · خاک سپردن · خاک کردن · در خاک پنهان کردن · در گور گذاشتن · دفن كردن · دفن کردن · شدیدا پرداختن به · فرو بردن · مدفون ساختن · مقبره ساختن · ندرپس كاخب · پوشاندن · چال کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن