ترجمه "bury" به فارسی

دفن کردن, پوشاندن, از خاطر دور کردن بهترین ترجمه های "bury" به فارسی هستند.

bury verb noun دستور زبان

To ritualistically inter a corpse in a grave or tomb. (see burial) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفن کردن

    verb

    I heard he's buried under his parking spot.

    شنیدم اون رو زیر پارکینگ ش دفن کردن.

  • پوشاندن

  • از خاطر دور کردن

  • ترجمه های کمتر

    • به بوته ی فراموشی سپردن
    • به خاک سپردن
    • خاک سپردن
    • خاک کردن
    • در خاک پنهان کردن
    • در گور گذاشتن
    • دفن كردن
    • شدیدا پرداختن به
    • فرو بردن
    • مدفون ساختن
    • مقبره ساختن
    • ندرپس كاخب
    • چال کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bury " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bury proper

A town and metropolitan borough of Greater Manchester, England

+ اضافه کردن

"Bury" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bury در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bury"

عباراتی شبیه به "bury" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bury" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه