ترجمه "bustle" به فارسی

جنبش, شلوغی, تکاپو بهترین ترجمه های "bustle" به فارسی هستند.

bustle verb noun دستور زبان

An excited activity; a stir. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنبش

    noun
  • شلوغی

    noun
  • تکاپو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سراسیمگی
    • تقلا
    • زور
    • (با شتاب و سر و صدا) کار کردن
    • (مد قدیم لباس زنانه) لفاف گذاری و برجسته سازی نشیمنگاه لباس
    • به تکاپو افتادن و سر و صدا به آشپزخانه رفت و آمد می کردند.
    • بیا و برو
    • جنب و جوش
    • حرکت کردن
    • در جنب و جوش بودن
    • شلوغ کردن
    • طوفان ناگهانی
    • فعالیت (همراه با سر و صدا) قیل و قال
    • های و هو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bustle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bustle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bustle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه