ترجمه "candidate" به فارسی

نامزد, کاندیدا, داوطلب بهترین ترجمه های "candidate" به فارسی هستند.

candidate noun دستور زبان

A person who is running in an election or who is applying to a position for a job. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامزد

    noun

    person running in an election

    Of the three candidates, I think Mr Smith is the best.

    از این سه نامزد، من فکر میکنم آقای اسمیت بهترین است.

  • کاندیدا

    person running in an election

    You do not know how many candidates there always are for the first situations.

    نمیدانی همیشه برای اولین کار چه قدر کاندیدا وجود دارد.

  • داوطلب

    noun

    Not all the candidates can pass the examination.

    همهی داوطلبان نمیتوانند در امتحان قبول شوند.

  • ترجمه های کمتر

    • کاندید
    • نامزد انتخاباتی
    • خواهان
    • رقیب
    • خواستار
    • داوخواه
    • مستحق
    • درخور
    • (انتخابات و انتصاب) نامزد
    • داوطلب – نامزد
    • مورد مناسب
    • نامزد انتخابات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " candidate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "candidate" با ترجمه به فارسی

  • دوربین عکاسی سبک و تندگیر که با آن از مردم (بدون آگاهی آنان) عکس طبیعی و عاری از تصنع می گیرند
  • نامزد نوشتنی
  • (در مورد عکسبرداری و فیلم و غیره) طبیعی (بدون اطلاع شخص و یا لااقل بدون خودآرایی و ژست گیری) · (قدیمی) سفید · بدون در نظر گرفتن منافع شخصی · بی رو در بایستی · بی سویه · بی شیله پیله · بی طرف · بی غرض · بی محابا · بی نظر · بی پرده · خالص · راد · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف و پوست کنده · صاف وساده · صریح · منزه · منصفانه · نیرومند · پرحرف
  • بی ریایی · خلوص · راست بازی · سادگی
اضافه کردن

ترجمه های "candidate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه