ترجمه "candidness" به فارسی
خلوص, سادگی, بی ریایی بهترین ترجمه های "candidness" به فارسی هستند.
candidness
noun
دستور زبان
The quality of being candid. [..]
-
خلوص
noun -
سادگی
nounYou see, I am perfectly candid with you.
ملاحظه میکنید که من در نهایت سادگی با شما صحبت میکنم.
-
بی ریایی
-
راست بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " candidness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "candidness" با ترجمه به فارسی
-
دوربین عکاسی سبک و تندگیر که با آن از مردم (بدون آگاهی آنان) عکس طبیعی و عاری از تصنع می گیرند
-
(انتخابات و انتصاب) نامزد · خواستار · خواهان · داوخواه · داوطلب · داوطلب – نامزد · درخور · رقیب · مستحق · مورد مناسب · نامزد · نامزد انتخابات · نامزد انتخاباتی · کاندید · کاندیدا
-
نامزد نوشتنی
-
(در مورد عکسبرداری و فیلم و غیره) طبیعی (بدون اطلاع شخص و یا لااقل بدون خودآرایی و ژست گیری) · (قدیمی) سفید · بدون در نظر گرفتن منافع شخصی · بی رو در بایستی · بی سویه · بی شیله پیله · بی طرف · بی غرض · بی محابا · بی نظر · بی پرده · خالص · راد · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف و پوست کنده · صاف وساده · صریح · منزه · منصفانه · نیرومند · پرحرف
-
(انتخابات و انتصاب) نامزد · خواستار · خواهان · داوخواه · داوطلب · داوطلب – نامزد · درخور · رقیب · مستحق · مورد مناسب · نامزد · نامزد انتخابات · نامزد انتخاباتی · کاندید · کاندیدا
-
(انتخابات و انتصاب) نامزد · خواستار · خواهان · داوخواه · داوطلب · داوطلب – نامزد · درخور · رقیب · مستحق · مورد مناسب · نامزد · نامزد انتخابات · نامزد انتخاباتی · کاندید · کاندیدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن